close
چت روم
ضددختر
loading...

پورتال تفریحی باحالستان|bahalstan

ضددختر

لینک های داغ داغ سایت (ویژه)


************************
عکس لو رفته امین حیایی در حال.....+عکس
عکس لو رفته امین حیایی در حال.....+عکس
×××××××××××××××
دوربین مخفی از جکوزی-(وای چه هلو هایی)-
×××××××××××
يكي از زير ، يكي از رو+عكس
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
××××××××××××××××××××××××××××
عكسهاي شخصي خانم دادستان در فيس بوك +3 عكس +داغ


******************
*****************
*********شرتشو نکش پایین نامرد!!!!!!!!!!!!!!!! **********

********
رد و بدل کردن بوسه از طریق اینترنت هم امکان پذیر شد ! +عکس

******
×××××فقط آقایان بخوانند(کم شدن تحریک جنسی در مردان)×××××
********************


ترول های بامزه


آخرین ارسال های انجمن

یادداشت های یک دختر ترشیده(طنز)

 

سرگرمی,ترشیده دختر, دختر ترشیده

 

این که می گویند در ازدواج، تقدیر نقش اصلی را دارد واقدامات شما، تا قسمت نباشد، به جایی نخواهد رسید، کاملا درست است.

فرض کنید مریم بخواهد برای بازکردن بختش، خود وارد عمل شود.او تصمیم می گیرد به سراغ دوستان متاهلش رفته وازآنها بپرسد چطور شد که ازدواج کردند، آن گاه همان اقدامات را به عمل بیاورد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!

 

مریم: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟

شهرزاد: خوب … می دانی که محمد همکارم بود… راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم با محبت و توجه، نظرش را جلب کنم…

{ مریم به پسر موردعلاقه اش در محل کار: پنجره را ببندید، خدای ناکرده سرما می خورید!

همکار : اصلا دوست دارم سرما بخورم تا دوست دخترم بیشتر نازم را بکشد. به شما ربطی دارد؟! (زیر لب) دخترهای این دوره و زمانه چقدر پر رو شده اند! }

 

*************

 

مریم :شهره جان! تو چطور با همسرت آشنا شدی؟

شهره :آشنایی ما از یک دعوا شروع شد. او توی کارم دخالت کرد و من ناراحت شدم، با هم بحث تندی کردیم و…!

{ همکار مجرد مریم: خانم، به نظر من نباید این کار را این طور انجام می دادید…

مریم: به شما چه ربطی دارد؟ خجالت نمی کشید توی کار من دخالت می کنید؟!

همکارمجرد مریم: اصلا به درک! مرا بگو که خواستم کمکتان کنم! همین کارها را کرده اید که تا این سن مجرد مانده اید دیگر!! }

 

*************

 

مریم : آزیتا، تو با عشق ازدواج کردی؟

آزیتا:نه. من آن موقع فکر کنکور و دانشگاه بودم! مادرم اصرارداشت ازدواج کنم.

{ مادرمریم: فلانی غلط کرده بیاید خواستگاری تو!او لیاقت پاک کردن کفش های تو را هم ندارد!!(این قسمت، واقعی است! )

 

*************

 

مریم : فرشته تو کجا با همسرت آشنا شدی؟

فرشته: کنار دریا… من و او با کمی فاصله ازهم نشسته بودیم.او ازمن پرسید چرا تنها آمده ام شمال. من هم به شوخی گفتم آمده ام شمال، شاید از تنهایی در بیایم!

کنار دریا:

پسر جوان: شما تنها هستید؟

مریم: در حال حاضر بله…

پسر: آهان… همراهتان رفته چیزی بخرد؟

مریم : نه… من همراه ندارم!

پسر: پس چه همراه بی ذوقی دارید! توی هتل مانده؟!( بابا آی کیو!)

مریم: نه… من کلا تنها آمده ام…

پسر: واقعا نامزدتان اجازه داده شما تنهایی بیایید لب ساحل؟!( ای خدااااا!)

مریم : من اصلا نامزد ندارم، تنها آمده ام شاید اینجا از تنهایی در بیایم!

پسر: چه جالب! چون من وهمسرم برعکس شما آمده ایم اینجا تا با یک خاطره خوب و به طور توافقی از همدیگر جدا بشویم!

 

 

admin بازدید : 173 چهارشنبه 08 خرداد 1392 زمان : 10:56 نظرات ()
درباره ما
Profile Pic
این سایت میکوشد تا وقت های سرگرمی و تفریح شما را پر و شما را از تفریح های بد وا دارد امید وارم در این سایت لحظات خوبی داشته باشید پورتال تفریحی باحالستان|bahalstan
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    آرشیو
  • 1392
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 128
  • کل نظرات : 75
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1339
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 22
  • بازدید امروز : 131
  • باردید دیروز : 41
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 219
  • بازدید ماه : 1,118
  • بازدید سال : 1,600
  • بازدید کلی : 581,260
  • منتظر نباش!!

    منـتظر هیـچ دستــی در هیـچ جـای ایـن دنـیا نـبـاش. اشـکهایـت را با دستهـای خـودت پـاکــــ کــن ؛ 
    هــــــــــمـــــــه رهـــــــگـــــذرنــــــد...